می دانی؟

حرف ها دارم.

زمزمه میکنم.

می شنوی؟

- میدانم ، دلی تنگ در سینه داری

رودهایت

خشکیده اند.

باد زوره کشان

پاره های قلبت را

می برد...

می برد و

میدانی؟ انها را به امانت می برد.

آخر

باید آنهارا را بکارد

تا دوباره جوانه زند

آری فرزندم

صبر کن ،

بهار با خود

قلبی دیگر

برایت میاورد.

 

حسین



تگ » × ارسال نظر(1)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران